پهلوانان وطن

به نام خدا

به پیشگاه پهلوانان راسیتن وطن.

                                        به نام خدا

مرد میدان وطن یادت بخیر                  لاله ی دشت ودمن یادت بخیـر

داستــان پهلوانان وطــن                    وان حماسه تن به تن یادت بخیر  

زاغ هادر حسـرت نام تواند                  بلبل باغ وچـــمن یادت بخیـر  

گفتگوهای شب هنـگامه را               رازهای توومـــن یادت بخیـــر  

مهرورزی باپلاک نیمـه بود                 دست وپاسربی بدن یادت بخیـر  

جان من برخیزتایادی کنیم                بوی یاس ویاســمن یادت بخیر  

مانده ام بااین همه مهرخدا              ای صفـای انجــمن یادت بخیـر  

شعرمن شورشهیدان است وبس             نعره ی تکبیــرزن یادت بخیـر  

تازگی ها مست چشمانت شدم              توکجایی؟ سیمتن یادت بخیــر  

خنده هایت مانده برلوح دلم               سرمه ی چشم سخن یادت بخیـر  

درشلمچه غنچه هاپرپرشدند             پیکـربی پیــرهن یادت بخیــر  

پهلــوان راستین باشدشهید             ای شهیـدبی کفن یادت بخیــر

                                  جوادعابدی ، اردیبهشت نودودو

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
صبا

زاغها همیشه شوم بودند ؛ حسرت سفیدی قلبهای پاک ... دلنشین بود ویادآور خاطرات تلخ !!!!! سپاس[گل]

صبا

شب گشت و تيرگى همه جا را فراگرفت وز نور ماه دامن گيتى ضيا گرفت در هفده ربيع به شوق وصال حق جا در درون غار حرا مصطفى گرفت مهد صفا به غار حرا تا نهاد پاى غار حرا ز يمن قدومش صفا گرفت پاسى ز شب گذشت كه از ماوراى عرش نورى جهيد و جلوه اش ارض و سما گرفت روح الامين به غار حرا آمد و بگفت اين آيه را بخوان كه دل از او جلا گرفت «اقرأ باسم ربك» يا ايها الرسول كز خواندنش سزاست ره هر خطا گرفت بايد براى كُشتَن نمروديان دَهر جا در درون آتش عشق خدا گرفت تا بگسلى ز پاى تو زنجير بردگى بايد به دست خويش چو موسى عصا گرفت بهر نجات خلق ز گرداب هَمُّ و غم بايد ره از جنايت و ظلم و جفا گرفت محكم ببند دامن همت كه ز امر حق بايد به دست خود عَلَم اقتدا گرفت كاخ بتان خراب كن و كاخ معدلت آباد كن كه دست تو را كبريا گرفت تاج رسالتى كه به فرقت نهاده حق ارض و سما ز قدر و بهايش بها گرفت برخيز گو به خلق جهان اين كلام نغز بايد براى درد خود از حق دوا گرفت بانگى برآر از دل و برگو خدا يكى است آن خالقى كه خلق ز وجودش نوا گرفت «ژوليده» شاد زى كه براى نجات خلق احمد به دست خويش كتاب خدا گرفت

صبا

ماه رمضان، شروع «َحّوِل حال» ست روی دل ما ، تبسمی از بال ست همبال فرشته‌ها شدن آسان ست در ماه خدا، که سیب شیطان کال ست رضا اسماعیلی التماس دعا

صبا

شب قدر، فصل نزول آیات رحمانی بر بوستان جان‌های روحــانی است. شب قدر، گاه رویش جوانه‌های الغوث الغوث بر عرصـــه لب‌های تائب است. شب قدر، بهترین منزلگاه نیایش‌گران سرسپرده به مهر حــــــق است. شب قدر، وقت شناخت قدر خویش است. شب قدر، بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیــــور ذکــــر خداست. التمـــــــــــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــا

صبا

نداری‌های ما با آنچه داری جور می‌آید به هر بیتی سلیمان می‌نشیند، مور می‌آید بشارت باد! نزدیک اذان صبح دریا شد صدای ربنای رودها از دور می‌آید دعای مادرم در صحن گوهرشاد عطری شد که از گهواره با من بوده و تا گور می‌آید نمی‌دانم چه اسراری است در دربار این سلطان که هر کس دلشکسته می‌رود، مسرور می‌آید ز چشم زائری هنگام رفتن در حرم خواندم دل دریایی‌اش موسی شده از طور می‌آید صلات ظهر هم از گوشه این صحن‌ها گویا صدای ناله نیمه شب منصور می‌آید سعیدحدادیان

فاطمه

سلام تشکر از حضور شما در وب بسیج چشم و تشکر از شما بابت تذکرتون

صبا

به نام خدایی که دغدغه ی " از دست دادنش " را ندارم